تبلیغات
ضد وهابیت عقاید و انحرافات فرقه ضاله وهابیت - پیشینه‌ اندیشه‌ وهابیت (رهبران)

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

ضد وهابیت عقاید و انحرافات فرقه ضاله وهابیت - پیشینه‌ اندیشه‌ وهابیت (رهبران)

ضد وهابیت عقاید و انحرافات فرقه ضاله وهابیت
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت

نویسندگان

تقویم


دسته بندی

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

بخش ویژه

بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
بازدید کل:
کل مطالب:
[Translate to English]
RSS     ATOM
موضوع: بنیانگذار وهابیت  | نویسنده: شخصی | تاریخ: شنبه 13 شهریور 1389

اندیشه وهابیت

وهابیت به عنوان جنبش اسلامی، انشعابی از مذهب حنبلی، یكی از مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت است كه افكار نادر آنان با هیچ‌یك از سایر مذاهب اسلامی، اعم از سنی و شیعه، سازگاری ندارد.


هابیت به عنوان جنبش اسلامی، انشعابی از مذهب حنبلی، یكی از مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت است كه افكار نادر آنان با هیچ‌یك از سایر مذاهب اسلامی، اعم از سنی و شیعه، سازگاری ندارد.

پیشینه‌ اندیشه‌ وهابیت (رهبران)

الف ـ خوارج

اندیشه‌ی وهابی در گناه قلمداد كردن اعمال حسنه‌ی مسلمانان، به خاطر ارتكاب به گناه و مباح دانستن خون و اموال آنها، دشمنی سخت با علی (ع) و خاندانش، اخذ به ظاهر الفاظ قرآن بدون رعایت تفسیر، كوشا بودن در عبادت و تقدس ظاهری، كافر پنداشتن بقیه‌ی مسلمانان بجز خودشان، تراشیدن سرهای خود و همه چیز را مستقیماً با خدا مرتبط دانستن، شرك دانستن دعا، شفاعت، توسل، ترس و ...  خلاصه می‌شود.

ب ـ احمد بن حنبل

از علمای اهل حدیث كه با استدلال عقل مخالف بوده است. تمسك شدید به شیوه‌ی سلفیه، حرام دانستن علم كلام و توجه به ظاهر الفاظ قرآن و سنت نبوی و هرگونه سؤالی را بدعت می‌دانست.

ج ـ ابن بطه

عبدالله بن محمد معروف به ابن بطه، حنبلی بود و زیارت و شفاعت پیغمبر را انكار كرد و سفر برای زیارت را حرام دانسته و اعتقاد داشت شخص زائر به دلیل معصیت، بایستی نماز را كامل به جا آورد.

د ـ بربهاری

ابومحمد بربهاری معاصر ابن بطه علاوه بر منع زیارت قبور، برای خداوند اعضایی چون كف دست و انگشتان، دو پا با كفشی از طلا و گیسوانی بلند قائل شد و دیدگاهی شدیداً فرقه‌گرا و متعصبانه در قبال تشیع داشته است.

ه ـ ابن تیمیه

ابوالعباس احمد بن عبدالحلیم، معروف به ابن تیمیه در میان پیروان احمد بن حنبل، مهمترین احیاء كننده‌ی افكار او بود. مردی سرسخت در عقاید خود، تندخو و متعصب نسبت به مخالفان فكری و به جز نظریات خود، هیچ‌كس را قبول نداشت. عقل را سبب ضلالت و گمراهی می‌دانست و به الفاظ قرآن، حدیث نبوی و فتاوی صحابه اكتفاء می‌كرد.

و ـ محمد بن عبدالوهاب

شیخ محمد فرزند عبدالوهاب نجدی كه وهابیت منصوب به اوست، در عیینه تولد یافت؛ پدرش از علمای شهر و او فردی اهل مطالعه‌ی كتب و تفسیر و حدیث بود. فقه حنبلی را نزد پدر آموخت. آراءش برگرفته از ابن تیمیه بود و با تأكید بر افراطی‌گری، علاوه بر بحث نظری، به حیطه‌ی عملی نیز روی آورد. او كتابی به نام توحید نوشت و پایه‌های نظری خود را در آن معرفی نمود.

گوشه‌ای از عقاید وهابیت

آثار زیر برگرفته از عقاید ابن تیمیه است:

1. افزایش دایره‌ی بدعت به معنی اینكه هر چه در زمان پیامبر (ص) و سلف صالح نبوده، بدعت است.

2. زیارت قبر پیامبر و قبور انبیاء، صلحا و دیگر مشاهد مشرفه حرام و بدعت است.

3. ساختن ضریح و گنبد برای قبور پیامبر و امامان و ساختن مسجد در كنار آنها شرك و حرام است.

4. استمداد از انبیاء و اولیاء و صلحا، حساسیت زایدالوصفی داشته و شفاعت و توسل را حرام و توسل جوینده را مشرك و كافر می‌دانند.

5. دست و پا و جسم برای خدا قائل بوده و معتقدند در آسمان مستقر است و اگر كسی به بودن خداوند در روی عرش و بالای آسمان اعتقاد ندارد، باید او را توبه داد و اگر توبه نكرد، باید گردنش را زد.

شیخ عبدالوهاب به عقاید ابن تیمیه افزود و آنها را به حیطه عملی كشاند كه موارد زیر را می‌توان نام برد:

1. به صرف دعوت اكتفا نكرد، بلكه با مخالفان با شمشیر برخورد نمود و آن را مبارزه با بدعت نام نهاد.

2. وهابیان هرگاه بر شهری تسلط می‌یافتند، ضریح‌ها، زیارتگاه‌ها، مساجد ضریح‌دار و قبور مشخص را ویران می‌كردند.

3. مصداق بدعت را به شكل شگفت‌انگیزی گسترش داده و هر چیزی در زمان پیامبر وجود نداشته، حتی نوشیدن قهوه را بدعت نامیدند (استفاده از تلویزیون، رادیو و مظاهر تمدنی جدید) اگر چه امروزه به عقاید خود عمل نمی‌كنند.

4. گسترش دامنه‌ی تكفیر مسلمانان، كافر دانستن همه‌ی مسلمانان به جز خودشان كه برگرفته از عقاید خوارج است.

شیخ محمد بن عبدالوهاب خود را پیرو سلف صالح دانسته و ادعا نموده كه می‌خواهد بدعت‌ها را از بین ببرد و مسلمانان را امر به معروف و نهی از منكر نمایند.

سلف صالح شامل سه نسل اول مسلمانان صحابه، تابعین و تابعین تابعین می‌باشند. پیروان سلف صالح با مباحث عقلی و منطقی مخالفند، اما سلفیه‌های بعدی مانند عبده، سلفیه در پاكستان و پیروان عرفان و تصوف نیز خود را پیروان سلف صالح دانسته، ولیكن با عقاید وهابیت كاملاً مخالف هستند.

محمد بن عبدالوهاب و آل سعود و تشكیل حكومت وهابی

پس از آنكه محمد بن عبدالوهاب از طرف پدر و برادرش سلیمان رانده شد، به شهر عیینه رفت؛ اما عثمان حاكم شهر بر اثر تهدید امیر احساء، او را از شهر بیرون راند و او به شهر درعیه كه امیر آن محمد بن سعود بود رفت و به او قول داد كه با اندیشه‌های او و قدرت سیاسی محمد بن سعود، به تمام نجد حكمرانی خواهند كرد. در آن زمان مردم درعیه در تنگدستی و فقر به سر می‌بردند، اما با حملاتی كه بعدها به شهرهای دیگر نجد با تكیه بر اندیشه‌های وهابی نمودند، توانستند غنائم بسیاری به دست آورده و ثروت بسیاری جمع نمایند.

علت اینكه ابن تیمیه با همان عقاید محمد بن عبدالوهاب پیروز نشد را به دو دسته عوامل داخلی و نقش استعمار مربوط دانسته‌اند:

عوامل داخلی

هنگامی كه عبدالوهاب تحت تأثیر افكار ابن تیمیه قرار گرفت، آل سعود برای تحكیم پایه‌های امارت خود می‌كوشید و این اندیشه را بهترین وسیله یافت.

عوامل خارجی

مستر همفر، جاسوس انگیسی كه شناخت مذهبی نسبت به اسلام داشت، عبدالوهاب را بهترین فرد برای ایجاد فرقه‌ای از اسلام كه بتواند تفرقه در خاورمیانه (كشورهای اسلامی) به وجود آورده و باعث یك جنگ دائمی در بین آنان شود یافت.

طرح شش ماده‌ای كه به عبدالوهاب برای رسیدن به هدف خود داد عبارت است از:

1. تكفیر همه‌ی مسلمانان و مباح بودن خون هر كس كه وهابیت را نپذیرد؛

2. خراب كردن كعبه، به دلیل اینكه زمانی جایگاه بت‌ها بوده؛

3. سرپیچی از فرمان عثمانی و جنگ با آنان؛

4. خراب كردن گنبدها، حرم‌ها و مكان‌های زیارتی در مكه و مدینه و سایر شهرهای مسلمانان، به بهانه‌ی مظهر شرك بودن؛

5. انتشار استبداد ترس و اغتشاش در شهرها و مناطق اسلامی

6. قرآنی باید منتشر كرد كه مقدار كم یا زیادی از احادیث در آن درج شده باشد.

كه هدف آنها:

1. معرفی اسلام به عنوان یك دین بی‌روح و خشك و مرتجع (القاعده و طالبان در افغانستان)

2. گرویدن مسلمانان سایر فرق به وهابیت تا از روح واقعی اسلامی دور گردند

3. كوتاه كردن دست امپراطوری عثمانی از نجد و شبه جزیره عربستان.

سرنوشت و افكار كنونی وهابیت

با روی كار آمدن آل سعود، با دو نیرو مواجه بودند؛ یك، زمامداران دینی در نجد كه با هرگونه پدیده‌ی تازه‌ای (تلگراف، تلفن، اتومبیل و ...) مخالف بودند و دوم، موج تمدنی جدید كه بایستی یك تعدیل در عقاید دینی را ایجاد می‌كردند تا بتوانند دلارهای نفتی را خرج نمایند؛ بدین ترتیب نووهابیت شكل گرفت.

شرایط بین‌الملل به‌خصوص اشغال افغانستان توسط شوروی، این فرصت را به مقامات آل سعود داد تا مبارزه‌طلبی علمای وهابیت را به سوی افغانستان هدایت نموده و تحت عنوان جهاد با كفار روسی، برای نجات دارالاسلام متمركز نماید تا ضمن خالی شدن احساسات جهادگرانه‌ی آنان از گزندشان مصون بماند.

سال‌های درگیری در افغانستان باعث تغییر در دیدگاه‌های وهابیون گردید و نسل سوم، وهابیت مدرن به وجود آمد و عربستان همواره سعی نموده كه فعالیت وهابیت در خارج از عربستان باشد تا خود در امان بماند و از آنها حمایت‌های مالی به عمل می‌آورد و امكانات فراوانی در اختیار آنها می‌گذارد.

وهابیت مدرن با حمایت‌های آمریكا به عنوان آلترناتیو انقلاب ایران مطرح گردید. پس از واقعه‌ی یازده سپتامبر، آمریكا احساس نمود كه دیگر ممكن است طالبان و وهابیت برای آنها مشكل‌ساز شوند، پس «نقشه‌ی راه» و «خاورمیانه‌ی جدید» را مطرح نمود. به نظر می‌رسد این جنبش كه با حمایت استعمار انگلیس رشد نمود و با حمایت‌های آمریكا به حیات خود ادامه داد، دیگر برای آنها مصرف نداشته و آل سعود نیز خواستار جدا كردن خود از این ایدئولوژی بوده و چنانچه فرصت لازم را به دست آورد، به این امر اقدام خواهد نمود.



 برچسب ها: وهابیت،پیشینه‌ وهابیت،اندیشه‌ وهابیت،پیشینه‌ اندیشه‌ وهابیت،رهبران وهابیت،وهابیت و خوارج،فرقه ظاله وهابیت،وهابیت و اسلام،وهابیت ضد اسلام،وهابیت و تروریسم،آنتی وهابیت،جنایات وهابیت،وهابیت گمراه،وهابیت ضد شیعه، 


آخرین مطالب ارسالی